چنين مسائلي را دربرداشت‌. مثلاً اسئله و اجوبه‌ٴ منسوب به ارسطو را در نظر بگيريد.1 اغلب‌ مسائل آن مربوط به وظايف اعضاي پزشكي است‌، ولي تعدادي هم به موضوعات هواشناسي‌ (باد، تندر)، يا نورشناسي (رنگين‌كمان و هاله‌) مربوط مي‌شود. اين مسائل ارسطويي يك سنّت‌ پرسش و پاسخ را پديد آورد كه در طي قرن‌ها، آن را تقريباً در همه‌ٴ زبان‌هاي غربي مي‌توان‌ پيگيري كرد ـ يوناني‌، عربي‌، عبري‌، لاتيني‌، و غيره‌. با اين‌كه ممكن است برخي سوٴالات آنها از نظر ما پوچ تلقي شود. ولي از سرچشمه‌هاي عمده‌ٴ تفكرات فيزيكي بودند. پوچي يك مسأله‌، تنها پس از پژوهش‌هاي طولاني معلوم مي‌شود، يا به عبارت ديگر، تنها اشخاص بسيار آزموده‌ مي‌توانند سوٴالات عاقلانه بكنند؛ وقتي سرانجام‌، كسي توانست سوٴال درستي بكند، نصف‌ مسئله حل شده‌است‌.
برگرديم به هواشناسي و نور، كه محقق برجسته‌ٴ آن در ايتاليا باجو پلاكاني پارمايي بود. او شرحي بر مبادي پرسپكتيو جان پكهام نوشت‌، شرحي چنان مفصل كه اثر اصلي را تحت‌الشعاع‌ قرارداد. وي كوشيد برخي پديده‌هاي نوري را ناشي از عبور نور از ابرها بشمارد.
تيمون پسر يهودي و نيكولاس دينكلزبولي در آلمان و هنري نايتُن و سايمون تانستد در انگلستان به ترويج اين‌گونه تحقيقات كوشيدند.
تيمون شرحي بر كائنات جو نوشت‌، درباب چگونگي روٴيت (اِبصار) به تفكر پرداخت و رنگين‌كمان را تاحدي كه در آن زمان‌، ميسر بود به‌طور كامل توضيح داد. سبك مدرسي ذكر عقايد متضاد در يك سطح و بدون ترجيح يكي‌، درك‌، نتيجه‌گيري و نظر خود موٴلف را گاه‌، اگر هم ناممكن نباشد، بسيار دشوار مي‌سازد. نيكولاس شرحي بر طبيعيات ارسطو نوشت و به‌ تدريس ((مبادي مناظر و مرايا)) در دانشگاه وين پرداخت‌. هنري نايتن فيزيك‌دان نبود، بلكه تاريخ‌ او حاوي مشاهدات هواشناسي باارزشي است و همين گرايش در تكمله‌ٴ تاريخ او (تا سال‌1395) هم ديده مي‌شود، كه نويسنده‌اش معلوم نيست‌. البته هر تاريخي ممكن است حاوي‌ اشارات هواشناسي باشد، ولي اينها معمولاً به پديده‌هاي داراي اهميت عملي محدود مي‌شود (از قبيل زمستان سخت‌، خشك‌سالي‌)، در حالي كه هنري و ذيل‌نويسش به موضوعاتي اشاره‌ مي‌كنند از قبيل نورهاي شمالي (؟) و ((باران خون‌)). شرحي بر كائنات جو به سايمون تانستد موسيقيدان منسوب است كه مي‌توان آن را همتاي آثار تيمون و اُرام دانست‌.
مطالعات زيادي در زمينه‌ٴ تقويم‌هاي نجومي چاپ قديم حاوي اقسام اطلاعات هواشناسي


1. Problemata داراي منشأ مشايي است‌، ولي با الحاقات فراوان بعدي‌؛ احتمال دارد متني كه در دست ماست تا سده‌ٴ پنجم‌، يا حتي ششم‌، تدوين نشده بود؛ در سده‌ٴ چهاردهم‌، اين متن در دسترس علماي غربي بود. موسي بن تبّون (سيزدهم‌ـ2)، آن را از عربي به عبري ترجمه كرد، بارتولوميوي مسيناني (سيزدهم ـ2)، از يوناني به لاتيني و اورار دو كنتي از لاتيني به فرانسه‌.